معنی فوریت خیارفوریت به معنای اولین فرصت ممکن است و زمانی را توصیف میکند که فرد بهطور عرفی در آن شرایط باید کاری فوری انجام دهد. خیار به حقی اطلاق میشود که به یکی یا هر دو طرف معامله داده میشود تا بتوانند قرارداد را فسخ کنند. فوریت در اعمال خیارات به این معناست که هر یک از طرفین قرارداد که حق استفاده از خیار را دارد، باید به محض اطلاع از شرایط، اقدام به استفاده از حق خود کند.
به عنوان مثال، اعمال خیار غبن فوری است؛ یعنی فردی که در معامله فریب خورده است، باید به محض آگاهی از فریب، اقدام به فسخ معامله کند. فسخ معامله باید بهسرعت انجام شود و اگر این اقدام به تأخیر بیفتد، دیگر حق فسخ وجود نخواهد داشت. به همین دلیل، در برخی از خیارات گفته میشود که اعمال خیار فوری است.
خیارات فوری
خیار غبن: این خیار به فردی که در معامله فریب خورده یا دچار ضرر شده، اجازه میدهد که به محض آگاهی از غبن، معامله را فسخ کند.خیار عیب: اگر عیبی در مورد مورد معامله وجود داشته باشد که طرف مقابل از آن آگاه نبوده، خیار عیب به خریدار این حق را میدهد که به محض اطلاع از عیب، اقدام به فسخ معامله کند.
خیار تدلیس: در صورتی که یکی از طرفین معامله با فریب، اطلاعات نادرستی به طرف دیگر ارائه دهد، خیار تدلیس به فرد آسیبدیده این امکان را میدهد که به محض آگاهی از فریب، معامله را فسخ کند.
خیار رویت: این خیار به خریدار اجازه میدهد که پس از مشاهده مورد معامله و در صورت عدم تطابق با آنچه که انتظار داشته، معامله را بهسرعت فسخ کند.
خیار تخلف از وصف: اگر یکی از طرفین معامله نتواند وصفهای مشخص شده در قرارداد را رعایت کند، طرف دیگر میتواند به محض اطلاع از این تخلف، معامله را فسخ کند.
چه تفاوتی بین خیار غبن و خیار تدلیس وجود دارد؟
خیار غبن: این خیار به فردی که در معامله دچار ضرر شده (یعنی قیمت واقعی کالا کمتر از قیمت پرداختی است) اعطا میشود. بهعبارتی، خیار غبن زمانی اعمال میشود که یکی از طرفین معامله به دلیل عدم تعادل در ارزش واقعی و قیمت پرداختی متضرر شده باشد.
خیار تدلیس: این خیار زمانی بهکار میرود که یکی از طرفین معامله با فریب و نادرستگویی، اطلاعات نادرستی به طرف دیگر ارائه دهد. بهعبارتی، خیار تدلیس به موجب فریب طرف مقابل به وجود میآید.
۲. شرایط و عوامل ایجاد
خیار غبن: برای اعمال این خیار، ضروری است که غبن (ضرر) قابل مشاهده باشد و فرد باید از عدم تعادل بین قیمت و ارزش واقعی کالا آگاه شود. این خیار بهطور معمول بهدلیل نابرابری در قیمتها ایجاد میشود.
خیار تدلیس: این خیار بهدلیل فعل نادرست یکی از طرفین (فریب) به وجود میآید. برای اعمال خیار تدلیس، لازم است که طرف فریبخورده از وجود فریب آگاه شود و بتواند آن را ثابت کند.
۳. آثار حقوقی
خیار غبن: اگر خیار غبن اعمال شود، طرف متضرر میتواند معامله را فسخ کرده و به وضعیت قبلی بازگردد، یعنی مبلغ پرداختی را دریافت کند.
خیار تدلیس: در صورت اعمال خیار تدلیس، طرف فریبخورده نیز حق فسخ معامله را دارد و میتواند به جبران خسارت ناشی از فریب و عدم تطابق اطلاعات درخواست کند.
تفاوتهایی بین این خیارات از نظر شرایط اعمال وجود دارد؟
۱. خیار غبن
شرایط اعمال: این خیار زمانی اعمال میشود که یکی از طرفین معامله به دلیل نابرابری در قیمت و ارزش واقعی کالا متضرر شده باشد. فرد باید به محض آگاهی از غبن اقدام به فسخ کند.
ضرورت آگاهی: فرد باید از وجود غبن و میزان آن آگاه شود تا بتواند از این خیار استفاده کند.
۲. خیار عیب
شرایط اعمال: این خیار زمانی بهکار میرود که عیبی در مورد معامله وجود داشته باشد و طرف مقابل از آن آگاه نبوده است. خریدار باید به محض آگاهی از عیب اقدام به فسخ کند.
ضرورت آگاهی: آگاهی از عیب برای اعمال این خیار ضروری است.
۳. خیار تدلیس
شرایط اعمال: این خیار زمانی اعمال میشود که یکی از طرفین با فریب، اطلاعات نادرستی به طرف دیگر ارائه دهد. فرد آسیبدیده باید به محض آگاهی از فریب اقدام کند.
ضرورت آگاهی: آگاهی از فریب برای اعمال خیار تدلیس ضروری است.
۴. خیار رویت
شرایط اعمال: این خیار به خریدار اجازه میدهد که پس از مشاهده مورد معامله و در صورت عدم تطابق با آنچه که انتظار داشته، معامله را فسخ کند.
ضرورت آگاهی: خریدار باید بعد از مشاهده عینی و در صورت عدم تطابق، اقدام کند.
۵. خیار تخلف از وصف
شرایط اعمال: این خیار زمانی بهکار میرود که یکی از طرفین نتواند وصفهای مشخصشده در قرارداد را رعایت کند. طرف دیگر باید به محض اطلاع از این تخلف اقدام کند.
ضرورت آگاهی: آگاهی از تخلف برای اعمال این خیار ضروری است