یکی از اعمال تقریبا روزمره افراد در جامعه، امضای نوشتهها و اسناد است. این امضا میتواند به صورت سنتی و دستنویس، یا به شکل مهر و اثر انگشت باشد. با این حال، ممکن است فرد در هنگام امضای اسناد به دلایل مختلف دچار فریب شود و یکی از اقشار آسیبپذیر در این زمینه، افراد بیمار هستند. به همین دلیل، قانونگذار در ماده ۵۹۶ قانون تعزیرات، جرم سوءاستفاده از ضعف نفس افراد را به عنوان یک جرم تعریف کرده است.
امضا گرفتن میتواند منجر به فریب و سوءاستفاده از افراد در جامعه شود، بهویژه افرادی که بیمار هستند، مانند سالمندانی که ممکن است به بیماریهایی نظیر آلزایمر مبتلا باشند. بنابراین، ضروری است که افراد با قوانین مربوط به امضا گرفتن در زمان بیماری آشنا شوند و مراحل ثبت شکایت در این زمینه را یاد بگیرند.
حکم قانونی امضا گرفتن در زمان بیماری
حکم قانونی امضا گرفتن در زمان بیماری، به ویژه زمانی که این امضا نشاندهنده رضایت بیمار باشد، اهمیت ویژهای دارد. این امضا باید بیانگر این باشد که بیمار از مفاد متن امضا شده آگاهی داشته و در برخی موارد حق هیچگونه اعتراضی ندارد، مانند دریافت رضایتنامه در موارد پزشکی و درمانی که بیمار موافقت میکند تحت درمان قرار گیرد. در اینجا، حکم قانونی به معنای وجود یک عنوان مجرمانه است.
اگر امضا گرفتن در زمان بیماری همراه با سوءنیت باشد و فرد از ناآگاهی بیمار مطلع باشد و به عمد اقدام کند، چنین عملی پیگرد قانونی خواهد داشت. در این شرایط، فرد در وضعیتی غیرعادی قرار دارد و امضا گرفتن در این موارد به عنوان جرم سوءاستفاده از ضعف نفس اشخاص شناخته میشود. هرگونه سوءاستفاده که منجر به اخذ سند یا نوشتهای شود، جرم محسوب شده و تابع پیگرد قانونی است.
اگر بتوان در دادگاه ثابت کرد که بیمار دارای حجر بوده یا در زمان امضا گرفتن در شرایطی مانند اختلالات روانی یا حواسپرتی قرار داشته و شرایط عادی نداشته است، امضای بیمار بلااثر شناخته میشود و رأی به بطلان آن صادر خواهد شد.
حکم قانونی امضا گرفتن با فریب در زمان بیماری
حکم قانونی امضا گرفتن با فریب در زمان بیماری یا تدلیس در معامله، موجب ایجاد حق فسخ برای شخص فریبخورده میشود، به شرطی که فریب بیمار اثبات شود. همانطور که قانونگذار برای تدلیس در معاملات حق فسخ را تعیین کرده است.
طبق ماده ۵۹۶ قانون تعزیرات، «هر کس با استفاده از ضعف نفس شخصی، هوی و هوس یا حوایج شخصی افراد غیررشد یافته، به ضرر او نوشته یا سندی اعم از تجاری یا غیرتجاری، مانند برات، سفته، چک، حواله، قبض و مفاصا حساب یا هر نوشتهای که موجب التزام وی یا برائت ذمه گیرنده سند یا هر شخص دیگری شود، به هر نحو تحصیل نماید؛ علاوه بر جبران خسارت مالی، به حبس از سه ماه تا یک سال و جزای نقدی از یک میلیون تا ده میلیون ریال محکوم میشود. اگر مرتکب ولایت، وصایت یا قیومت بر آن شخص داشته باشد، مجازات وی علاوه بر جبران خسارت مالی، از یک سال و شش ماه تا سه سال و شش ماه حبس خواهد بود.» این ماده مجازات عمل ارتکابی را مشخص میکند.
بنابراین، میتوان ماده مذکور را عنصر قانونی جرم یاد شده دانست. عنصر مادی این جرم شامل تحصیل نوشته یا سند (اعم از تجاری یا غیرتجاری)، حواله، قبض و مفاصا حساب است که با استفاده از ضعف نفس یا هوی و هوس افراد غیررشید به دست آمده است.
عنصر معنوی این جرم شامل سوءنیت عام و خاص میباشد. سوءنیت عام در تحصیل نوشته یا سند، حواله، قبض یا مفاصا حساب وجود دارد و سوءنیت خاص آن شامل قصد ایجاد التزام برای قربانی جرم یا قصد بریالذمه نمودن گیرنده سند یا شخص ثالث است.
تکلیف معامله امضا شده در زمان بیماری
تکلیف معامله امضا شده در زمان بیماری، بستگی به شرایط خاصی دارد. اصل بر این است که اگر مشخصات مورد معامله معلوم و معین بوده و به امضای طرفین رسیده باشد، هیچیک از طرفین حق برهم زدن معامله را نخواهند داشت. با این حال، در برخی موارد استثنائاتی وجود دارد که تکلیف معامله امضا شده در زمان بیماری را روشن میکند.
سندی که بیمار امضا میکند میتواند شامل مبایعهنامه، قولنامه، اجارهنامه یا مبادله و خرید و فروش اموال منقول و غیرمنقول باشد. در این موارد، ممکن است به دلیل انتقال مالکیت اموال غیرمنقول، خسارات غیرقابل جبرانی به شخص وارد شود و آسیب مالی بزرگی را بهدنبال داشته باشد. این موضوع به طرف مقابل نیز حق شکایت میدهد.
قانونگذار در ماده ۳۹۶ قانون مدنی، تکلیف معامله امضا شده در زمان بیماری را پیشبینی کرده و شرایط فسخ را در قالب خیار بیان کرده است. خیار به معنای مجوز و اختیار قانونی برای خاتمه یکطرفه قرارداد است. بهعبارتی، تحت شرایط قانونی، فسخ یا عدم فسخ معامله به اراده صاحب حق واگذار میشود. در مواقعی که معامله در زمان بیماری امضا شده باشد، خیار تدلیس به وجود میآید و صاحب حق، یعنی شخصی که حق فسخ برای او ایجاد شده، میتواند در صورتی که بتواند فریب خود را برای امضای سند ثابت کند، از خیار خود استفاده کند.
شکایت بابت امضا گرفتن در زمان بیماری
شکایت بهخاطر امضا گرفتن در زمان بیماری، در صورتی که بیمار متضرر شده و مورد تدلیس و فریب قرار گرفته باشد، امکانپذیر است. این شرایط ممکن است شامل مواردی باشد که فرد بیمار، بهویژه در سنین کهولت، اموال خود را از دست داده و امضای او به نفع فردی غریبه یا حتی یکی از اعضای خانواده، مانند فرزندان، سوءاستفاده شده است. در این موارد، اگر فرزندان از بیماری یا کهولت سن پدر سوءاستفاده کرده و اموال او را به نام خود ثبت کرده باشند، حق شکایت برای شخص بیمار تا زمان حیات وی وجود دارد و پس از فوت او، این حق به وراث منتقل میشود.
مرحله اول برای ثبت شکایت کیفری، مراجعه به دادسرا است. شاکی میتواند شکایت خود را در دادسرا ثبت کند یا به دفتر خدمات الکترونیک قضایی مراجعه کرده و شکایت خود را ثبت نماید. شکواییه از طریق دفاتر خدمات الکترونیک به دادسرا ارسال شده و در صورت اثبات جرم، پرونده برای بررسی و صدور حکم به دادگاه ارجاع میشود.
شکایت باید بهطور دقیق شامل شرح نوع فریب انجام شده و تاریخ امضا باشد. همچنین، باید دلایل و شواهدی که شاکی به استناد آنها قصد شکایت دارد، بهطور کامل در شکواییه ذکر گردد؛ زیرا این موضوع در اثبات تخلف و جرم تأثیر زیادی دارد. عمده دلایلی که میتوان به آنها استناد کرد، شامل شهادت شهود است که در شکایت بابت امضا گرفتن در زمان بیماری مورد استفاده قرار میگیرد.